فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

498

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

از خط استوا عبور كرديم و صخرهء هفت خواهر را در دست چپ گذاشتيم و از صخره‌هاى خطرناك ديگرى گذشتيم اين هواى خوب كه تا آخر فوريه ادامه داشت سفر ما را تسهيل كرد . در آغاز ماه مارس ، دچار رگبار شديد و هوائى سخت گرفته بوديم و باد بسيار كم بود چنان كه در مدت چند روز مسافتى اندك پيموديم . پس از نزديك شدن به قطب جنوب هنگامى كه ارتفاعمان ده تا دوازده درجه بود ناخدا براى اجتناب از برخورد با صخره‌هاى گراكسائوس « 361 » ، و براى آنكه باد را بيشتر در عقب كشتى قرار دهد راه جنوب و جنوب‌شرقى پيش گرفت و پس از آنكه صخره‌هاى بسيارى را در دست راست گذاشت به جنوب و جنوب‌غربى متمايل شد . در اين موقع ناخدا و ديگر ملاحان معتقد بودند كه چهل فرسنگ از صخره‌هاى خوان براندون « 362 » دور شده‌ايم اگرچه ، برخى اعتقاد داشتند - و بعدا نيز درست بودن آن معلوم شد - كه در كانالى واقع‌بين صخره‌هاى گراكسائوس هستيم كه پنجاه فرسنگ طول دارد و بسيار به جزيرهء خوان براندون نزديك است . در اين سخنان بوديم كه مانوئل دلوس آنخلوس « 363 » ناخداى عاقل و محترمى كه همراه نايب السلطنه به گوآ آمده بود و در كشتى ما سفر مىكرد به اطاق سفير وارد شد و گفتهء ناخداى كشتى را دائر بر اين‌كه چهل فرسنگ با جزيره فاصله داريم مورد تأئيد قرار داد . سفير در حال پاسخ دادن و رد سخن وى بود كه ناگهان از عقب كشتى صدائى مهيب به گوش رسيد و همگان فرياد زدند كه از پشت بادبان بزرگ خشكى را مشاهده كرده‌اند و چون شكى نبود كه اين خشكى متعلق به جزيرهء ديه‌گو رودريگز است مانوئل دلوس آنخلوس براى اطمينان از اطاق سفير خارج شد و بلافاصله قسمت بلند و مديترانه‌اى جزيره را با كوه بزرگ و سراشيبى سفيد رنگش مشاهده كرد . قسمتى از اين‌روز را در برابر همين جزيره توقف كرديم . هرچه بدان نزديكتر مىشديم بزرگيش بيشتر آشكار مىشد . با گذشتن كشتى از جلو جزيره باد نيز در جلو

--> ( 361 ) Graxaos ( 362 ) Jean Brandon ( 363 ) Manuel de Los Angelos